روستای میر طالقان

این وبلاگ جهت اشنایی بیشتر طالقانی دوستان با روستای زیبایم میر طالقان ساخته شده

روستای میر طالقان

این وبلاگ جهت اشنایی بیشتر طالقانی دوستان با روستای زیبایم میر طالقان ساخته شده

انواع چوب به زبان محلی.................فرشته بهزادمهر

چوب ها در زبان محلی

بعد از کشف ماهیت «تندرآشین» عزم خود را جزم‌نمودم و  درباره ی القاب دیگر چوب در زبان طالقانی به کشف و‌شهود بیشتری رسیدم. حاصل سوال پیچ‌کردن بابا و جستجو در خاطرات قدیم :

دس چو=چوب دست . کاربرد های بی شماری داشته و ‌دارد .

چنگلاس=چوب مخصوص برای جلو کشیدن شاخه های دور از دسترس با سر چنگک مانند 

المبه(علمبه)=»چوب خیلی بلند که مخصوص پایین کردن گردوست.

شوش=شاخه ی خیلی نازک درختان . در قدیم از آلبالو شوش برای تنبیه شاگردان در ملاخانه استفاده می کردنددو از شوش درخت بید برای بافت سبد.

هلک=همان النگ در بازی النگ و  دولنگ  است که در دست بازیکن قرار میگیرد و دولنگ را به هوا پرتاب میکند. در زبان محلی برای اینکه بگویند فلان چیز را به طرفم پرتاب کن می گویند« هلک هدین».

دراچو=دره چوب. چوب مخصوص حمل علف از بالای کوه به دره.

واشور چو= واش آور چوب .چوب بلندتر از دراچو. مخصوص حمل چوب از کوه به روستا. که حکم اهرمی را داشت که وزن پشته ی علف را بر دوش حمل کننده متعادل می کرد و از پراکنده شدن علوفه در اثر اصابت با زمین جلوگیری می کرد.

چوب فلک=دستگاه مخصوص مجازات در قدیم. که پای شخص را با آن بسته و‌کف پای او را شلاق می زدند. کاربرد در ملاخانه و مجازات توسط کدخدا.

چنبل=چوب خمیده .که از شاخه های تر و‌قابل انعطاف درختان تهیه می شد. چوب را گرد کرده و به سر ریسمان می بستند.‌ چنبل کاربد زیادی در بستن بارها روی حیوانات چهارپا داشت.

تیر چو= تنه ی  پوست کنده ی درختان که در سقف خانه ها استفاده میشد.

هیمه= چوبی که بعنوان سوخت استفاده می شد.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد