روستای میر طالقان

این وبلاگ جهت اشنایی بیشتر طالقانی دوستان با روستای زیبایم میر طالقان ساخته شده

روستای میر طالقان

این وبلاگ جهت اشنایی بیشتر طالقانی دوستان با روستای زیبایم میر طالقان ساخته شده

از نیکی های بانو سهیلا برای بانو سهیلا


نامه ای به یکی از اهالی و اعضای فعال گروه
سلام
گاهی وارد وبلاگ میر می شوم
و صفحات مجازیش را ورق می زنم
بله همان وبلاگ میر
http://mirtaleghan.blogsky.com
همان که من و ما روزی فکر نمی کردیم با تلاشهایمان  بالغ بر ۲۰۰ خاطره و مطلب و حادثه و اتفاق درونش رقم بخورد
خاطراتی از من......تو ...ماو همگی ...همه ی برادر خواهران و مادر و پدر و اجدادمان که درونش بوضوح سرک می کشند و خود نمایی می کنند .
در اولِ هرمطلب ،نام گوینده ی آن مطلب و قلم زیبایش زبانزد است و ما را می برد به آن روزهای زیبا و هزاران خاطره ی کوچک و بزرگ کنارش......
بقول شاعر گفتنی :
طالقان باصفا یادش بخیر
مردمی بی ادعا یادش بخیر....

در میان نویسندگان نام آور آن خاطرات جذاب و مانا ، نامی بی آلایش و ساده و صمیمی و قلم زیبایش به وفور چشمک می زند ....
باشماهستم باخودِ شخصِ شما بله بانو باشمایم.
بانویی به سادگیِ کاهباری چشمه و آب زلالش
سهیلا خانم تقی پور
عجب می نوشتی و می نوشتی و می نوشتی انگار دل پُری از زمانه داشتی و می خواستی همه چیز را بر گردانی و زنده کنی
گاهی درج مطالبت در وبلاگ آنقدر زیاد می شد که ناگزیر به گلچین کردنشان بودم تا خوانندگان خسته نگردندو گمان نکنند وبلاگ ففط خاطراتی تک نفره است  که البته کار جداکردن مطالب جذابتان برایم بسیار دشوار می گشت ....
ساده ، باصفا و در نهایت دلسوزی و صمیمیت می نوشت و نویسا بود و بود و بود .....
تا عجل مهلتش نداد و چون فرشته ای از بینمان پرگشود
"خانم سهیلا تقی پور گرامی"
بگذار راحت تر  باهاتون صحبت کنم
"سهیلا بانو" چه غم بار و حزن آور  بود پرکشیدنت و رفتنت از بینمان ...هنوزم لحن "مایی خجیره همسایه" ی شما  از ذهنم پاک نشده و تکرارمی شود بازهم تکرار.....
هنوزهم صوت دلنشینتان و دلسوزی خاصی که برای آبادانی میر بزرگمان داشتید حتی از طریق مکالمه ی تلفنی  باحقیر فراموشم نخواهد شد وفراموشت نخواهیم کردخاطراتت را که بین ما بودی و دُر می فشاندی بانگارش زیبایتان.
مانیز چون تو روزی عازم این پرواز خواهیم شد و چه خوب است قبل از عزیمت چون تو نامی نیک در روستا و  صندوقچه ی  دایمی آن خاطرات (وبلاگ بزرگ روستای میر) به یادگار بگذاریم
خدایت بیامرزد و غریق آرامشت کند...آمین
برادر و همسایه ی کوچکت
محمدحسین میرچی