با اجازه آقای صادق اباذری بنده چند نکته بگم.یه صحنه ای هست در خاطرات کودکی من که دیگه تکرار نمیشه اونم بازگشت گله ی گوسفندان هرعصر به روستا بود. به گوسفند ها اون زمان «مال »می گفتن. گله ی مال اول می آمد .ومنطقه ی موسوم به «رونا» سمت شمال خزئی دیم سیاه میشد از خیل گوسفندان. بعد وره کولی ها می آمدند که عشق کودکی های ما بودن دل دل می کردیم بیان وبغلشون کنیم. حالا گو گل(کله گاو ها) بماند. اصلا کار اصلی مردم میر دامداری بود و جلوگیری از ازدیاد نسل معنی نداشت. ابدا. نسل کشی همکه معنی دیگری دارد.بیشتر یک روش سنتی بود برای پروار کردن گوسفند های نر. اون هم فکر می کنم منحصر بود به پدربزرگم که این کار رو بلد بود و مهارت خاصی هم می خواست. این خاطره ها فقط محض یادآوری فرهنگ و روش زندگی مردم قدیم و ان شاالله ثبت اون در تاریخ شفاهی مطرح میشه وخیلی هاش با آمدن تکنولوژی منسوخ شده. شاد باشید