(واش بار)
آوردن علف از کوه
صبح زودکه ازخواب بیدارمیشدیم
صبحانه حاضربودمادریک تشت تو
( سرشیر) که قبلاًشیرآن راخالی
کرده بودندوچندتالواش طالقانی
هم بودوچایی بعدازخوردن صبحانه
حرکت میکردیم برای کوه ریسمان
وداس روبه پشت بسته وواشارچو
هم درروی شانه (واشارچو) چوب
بلندی که دربین دوپاقرارگرفته
وسنگینی کوله بارعلف برروی آن
قرارگرفته این چوب دراصل نیروی
کمکی میباشدحرکت میکردیم به طرف
پس ماله پشت مقصدمن کمانوبود
ودوستان دیگردراطراف کمانوشروع
میکردیم به بستن کوله باروکوله بار
هاهم متفاوت بودهرکس نسبت به
بنیه خودش از۷تا۱۰لوک می بستیم
( لوک) موقع چیدن علف هرچهار
بغل علف که روی هم می گذاشتند
می گفتندیک لوک قبل ازاینکه برسیم
به کمانوواشارچوراسرگردن می گذاشتیم
بعدازبستن کوله بارهاباهم حرکت میکردیم وازسرگردنه که سرازیری بود
ازنیروی کمکی واشارچواستفاده میشد
درمسیر تامیردوتاچشمه بودیکی دره
پس ماله پشت ودیگری درجرپسین دره
به محض رسیدن به چشمه کوله بارها
روازکول پابین می آوردیم وآبی می
نوشیدیم سپس به حرکت ادامه می
دادیم یک مطلب راجع به چشمه ها
براتون بگم چرااکثر چشمه های کوه
خشک شدندنکته آموزشی چشمه اگر
پاک نشودخشک میشه درقدیم مردم
بیشترکوه میرفتندوهرکس به چشمه
میرسید چاله چشمه روپاک میکرد
همین امرباعث میشدکه آب چشمه
فروکش نکنه چون چشمه ها آب
کمی داشت بایدلایه روبی هرسال
انجام میشدزحمت هاخیلی زیاد
بودولی دل هاباهم بودصمیمیت
درقدیماپررنگتربودصمیمیت رو
برایتان آرزومندم